گزارش سالانه
اومدم يه گزارش از حال و احوال دخملام بدم كه سالها بعد يادم بيفته تو اين سن هر دوشون چقدر شيرين بودن
اول هاني عشق مامان :
ميره پيش دبستاني به قول خودش پيش 2 . خيلي خانوم شده . هنوزم شبا دير ميخوابه حدوداي ساعت يك يا دو !
اشتهاش كمه . بلبل زبون و خواستنيه
تازگي مامانم اينا اومدن و هانيه خانوم كلي سفارش داده بود . سوهان و گز و پشمك
دو تا فنچ هم براشون آوردن كلي باهاش مشغول مي شن
خواهرشو دوس داره و تقريبا مي شه گفت باهاش كنار مياد ...گاهي يه خورده بينشون درگيري هست و اكثرا هم هليا مقصره چون هر چي هانيه دست مي گيره هلي ميخاد ...ان شا الله بزرگتر ميشن و اينا هم به بازي و عشق بينشون تبديل مي شه
پريروز هليا يه چيزي دستش بود تكونش داده بود خورده بود تو سر هانيه ... دردش اومده بود گريه ميكرد ...هليا هم كه چيزي سرش نميشه هنوز...به خاطر دلخوشي هانيه گفتم بزنمش ؟ولي دختر گلم دلش نمي اومد كه خواهرشو بزنم گفت نه وقتي بزرگ شد بزن تو گوشش !!
الهي قربون هر دوشون برم
شبا قبل خواب تو رختخواب كلي قايم باشك بازي مي كنن و كلي هرهر مي كنن به زور ميخابونمشون !
حالا هليا : تازه شروع كرده به حرف زدن
ماما بابا آب توتو تو (توپ) دا (دايي) نه ات ( موقع زدن ) اينا رو ميگه
كارهاي زير رو هم در مقابل حرفاي ما انجام ميده
دس دسي :دست مي زنه
پاهات كو : پاشو مياره بالا
چشمات كو : يه جور جالب و خوردني چشماشو مي بنده انگار چشمك مي زنه البته از نوع چپ و چول !
دماغت كو : دماغشو مي كشه بالا مثل موش مي شه
زبونت كو : دو سه بار زبونشو درمياره و مي بره تو
پيف پيف : يا دماغشو مي گيره يا دستشو جلو دماغش طوري تكون ميده كه يعني بوي بدي مياد ( اين كارو وقتي ببينه كسي رفت دستشويي هم انجام ميده )
از قبل از يك سالگي راه مي ره
دندون هشت تا داره ولي كلي وقته جاي آسياباش ورم داره و هي فكر ميكنم امروز فردا در مياد ولي فعلا خبري ازش نيست
كلي حرف گوش كنه ...به قول عمو كوچيكش براي جابجايي وسايل خيلي خوبه ...هر چي بش بگي بيار و بر سريع انجام ميده
راستي فردا شب عقد كنون عمو بزرگشونه
اینجا دفترچه خاطراتیه برای فرشته کوچولویی که حاصل عشق من و همسرمه . می نویسیم تا وقتی بزرگ شد خودش بنویسه ! می نویسیم تا تو بزرگی بتونه دوران کودکیشو مجسم کنه ! می نویسیم که برای همیشه تو ذهنش بمونه که از ازل تا ابد عاشقشیم دیونه وار